تبليغاتX
ساز بارون

ساز بارون

 

از دور دست که می آیی

ترانه هایی را می شنوم که نا آشنا نیستند.

ترانه هایی که همپای نیامدن تو

رفتند و هرگز بازنگشتند

از دور دست که می آیی

همه واژه های دوستت دارم

پا به پای دیوار این کوچه قدیمی قد می کشند

و عابرانی که هم قدم تو

از راهی دور می آیند

جایی حوالی این نزدیکی ها گم می شوند

انگار همه می دانند این کوچه

همان کوچه جا مانده سال هاست

که تو می آمدی

به انتظار من

ترانه های خیس باران را حفظ می کردی

که به وقت آمدنم

برای شمشادها و کبوتر ها زمزمه کنیم.

هنوز هم خلوت کوچه

همان خلوت قدیمی ست

هنوز هم حنجره هایی هستند

که بی تاب خواندن ترانه های تکراری آن روزها باشند

هنوز هم کسانی هستند

که می دانند با تولد دوباره تو

حتماً باران خواهد گرفت

هنوز هم.....

همه چیز سر جای خودش است

تنها تو نیستی

ستاره ساده من!

+ نوشته شده در 91/01/16 توسط سیاوش |


 

نفس میکشم نبودنت را،

هوای بوی تنت را کرده ام.

میدانی،

پیراهن جداییت بدجور به قامتم گشاد است!

به همه زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی میکنم!

گرما زده میشوم،تو را کم دارم!

سرما میخورم،تودر خونم پایین آمده ای!

تو نیستی....

آسمان بی معنی ست،

حتی آسمان پر از ستاره،

و باران مثل قطره های عذاب روی سرم میریزد!

خودم را به هزار راه میزنم،

به هزار کوچه،

به هزار در،

نکند یاد آغوشت بیوفتم!

+ نوشته شده در 90/10/16 توسط سیاوش |


 

می خواهم عمرم را

با دستهای مهربان تو اندازه بگیرم

برگرد!

باورکن تقصیر من نبود

من فقط می خواستم

یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم

نمی دانستم گریه را دوست نداری!

حالا هم هر وقت بیایی عزیز لحظه های تنهایی منی.

اگر بیایی

من دلتنگی هایم را بهانه میکنم،

تو هم دوری کسانی که دور نیستند در راهند،

رفته اندبرای تاریکی هایت

یک آسمان خورشید بیاورند.

یادت باشد...

من اینجا،

کنار همین رویاهای زودگذر،

به انتظار آمدن تو،

خط های سفید جاده را می شمارم!

یادت باشد...

+ نوشته شده در 90/09/05 توسط سیاوش |


 

وقتی عطر حضور تو را

در اتاقم حس میکنم

دیگر معنای اتاق

از دو استکان چای داغ و نشستن و گریستن

فراتر میرود

وقتی حضور آفتابی ات را

در شب کبود گریه هایم دارم

باور میکنم

که این همان آسمان است

همان آسمانی که به وقت نبودنت

بارها و بارها

برای من و دلتنگی هایم

بی امان گریسته بود،

همین کافی نیست؟!؟!

+ نوشته شده در 90/05/31 توسط سیاوش |


 

چقدر در تاریکی و تنهایی شعر نوشتن خوب است!

اگر در این ترانه ها فریاد هم بزنم

هیچ کس نمی شنود!

اگر حتی در ناباوریشان بمیرم

کسی گریه نمی کند

اگر از تو هم بخواهم

که برگردی و بمانی

هیچ کس سادگی و خوش خیالی ام را

ملامت نمی کند!

این ترانه ها را دوست دارم.......

که واگویه ای از خلوت و تنهایی همیشه من اند!

حتی اگر تو

به ساده بودنشان بخندی گلم!

+ نوشته شده در 90/04/13 توسط سیاوش |


 

عمو ول کن سر جدت خدای تو مگه کوره؟

خودش پاش این وسط گیره تمام آیه هاش زوره

خدایی که پچ و گژ رو نمیفهمه توی حرفام

خونه ش از راه آزادی به جون جفتمون دوره

و جهانی که همه ش مضحکه و تکراره

همه بایدهاش بد و ناهنجاره

همه قواعدش قرتی و گیج

از بلوغ عوضی سرشاره

بسکه بد جنسه خداش

آدم از هرچی خداس بیزاره!

اگه دیدی یه جایی گلزاره

همون بازیگر تئاترای وحشتناک

واسه حظ کردن اون خدایی که بیکاره

یکی قاتل یکی مست همگی مرده پرست

منطقاً غریبه با درس و دلیل  فلسفه بیماره

یک کلوم  ختم کلوم روم به دیوار

اونجای حضرت حق میخاره........

 

(این شعر رو از وبلاگ دوست عزیز و هنرمندم برداشتم به نام رسوای زمانه)

+ نوشته شده در 90/03/08 توسط سیاوش |


 

حالا دیگر

تو پرسه گرد کوچ و فاصله شدی

می خواهی مهره های فاصله را

تا کجای نا کجا آباد بچینی

که هرگز پیدایت نکنم‌‌" ها؟

چند بار تو را

به سمت ساده خواب هایم دعوت کردم

و تو یک بار به بهانه بود باران و نبود نسیم

و یک بار به بهانه دوری راه وکسالت ثانیه ها

از آمدن سر باز زدی

و رفتی کنج آن خانه بی همهمه کاهگلی نشستی که چه؟

شاید چشم انتظار عبور من

این همه سال وماه

از نسیم و نامه ونگاه غریبه ها

سراغ چشم هایم را می گرفتی

اما هنوز که هنوز است

میگویم مهره های فاصله را

خودت تا بی نهایت دور چیده ای

تا دیگر دست هیچ غریبه ای

به شانه های آشنایت نرسد

بازهم می گویم

خودت مسافر بی نام و نشان دامنه آبی رویا شده ای

من که از آمدنت حرفی ندارم!

فقط فراموش نکن

وقت آمدن

دلتنگی هایت را همراه بیاور

تا شب هنگام بشینیم و

خطوط سبز فاصله را

گریه کنیم.........

+ نوشته شده در 90/02/10 توسط سیاوش |


 

تازگی ها باد که می آید

پنجره ها را نمی بندم

می گویم شاید تو

در مسیر ملایم باد نشسته ای و گریه میکنی!

دیگر بعد از این همه پاییز

که بی تو آمد و گذشت

تو را تنها

از بوی شور اشک هایت می شناسم!

تو هم اگر رو به پنجره آن روزهای اطاقت نشسته ای

پرده ها را باز بگذار

خدا را چه دیده ای؟

شاید انتهای قصه ما همین جا باشد!

 آن سو تر از این دفتر دور

صدای آشنای کسانی می آید

که قرار است

صفحه های نا نوشته خاطره را

با ترانه های خیالی ما سیاه کنند.......

+ نوشته شده در 90/01/21 توسط سیاوش |


 

امشب هم نیامدی......

دلواپسی یک لحظه امانم نداد!

نگفتی من هم دلی دارم

و اشک های ناگفته ای برای تو

برای باران.....

پس چرا این طور بی خیال

به دلتنگی هایم لبخند میزنی؟

یک امشب که من از سر نیاز

در کنار مهربانی های توام

اینقدر نامهربان نباش!

دستی بر غبار دیرسال این پنجره ها بکش

بگذار بوی بهار و بابونه

به اتاق من هم بیاید

مگر چه می شود؟

حضور تو

فال حافظ

پنجره های باز به سوی بهار.....

خدایا خواب می بینم!!!!!!!

+ نوشته شده در 90/01/15 توسط سیاوش |


 

دیگر نگو بر نمیگردی

دلم از این صراحت خاکستری می لرزد!

یادت باشد

همیشه این تو بودی که حتی

مشتی خاک از زمین ترانه هایت را هم

از دست های بی کسی من دریغ می کردی!

همیشه این تو بودی

که دعوت این دل ناماندگار مرا

به بهانه باران هایی که باریدند و نباریدند رد میکردی!

و همیشه من بودم

که در درگاه گریه هایم می ایستادم

و به انتظار گردی از حضور تو

دانه های تسبیح را می شمردم!

نگو که نمیدانی!

این همان تسبیح است که آن روز غروب

بر گردن دلتنگیهایم انداختی و گفتی

دانه های آبی اش

به هنگام شمردن روزهای فاصله

هرگز تمام نمیشوند!

میبینی؟

دندان دوری ها تا آخر سیب دیدار را جویده اند

و من به هوای بار و بری از خاطره ها

دانه اش را در باغچه آرزوها

کنار بابونه هایی که بوی باران می دهند

کاشته ام!

تا روزی کبوتر نگاهمان

بر شاخه دیدارش بنشیند!

دیگر نکو برنمیگردی

دلم از این همه غربت پر درد میگیرد.......

+ نوشته شده در 89/12/21 توسط سیاوش |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم فروردین 1391

هفته سوم دی 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته سوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته چهارم آذر 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389



پیوندها

فرمانروای پاکزاد
عشق يعني يه حباب
دل نوشته هاي دخترك باراني
س ك و ت
strangeway
بابك صحرايي
مونا برزويي
براي هيچكس
ترانه در اوين
شاهين نجفي
باران زده پاك
حميد حامي
آكورد گيتار
دلتنگي هاي ماه تنها
عاشقان بابك بيات
ماني رهنما
شيداي تنهايي
استاد شاملو
استاد جنتي عطايي
داريوش اقبالي
لحظه تنهايي
سيروان خسروي
رژ لب قرمز
كاقه تنهايي
حس تنهايي
بابك اميني
ترنم باران
بانك آكورد
كلوپ ساز دهني
در جستجوي عشق
سيب كال دلتنگي هايم
بامداد مهر
تمام دلتنگي هاي من
غريبه اي عاشق
لبخند سبز
خسته ام
لاله شهري
باران برگ
ته مونده من
حرير احساس
به تلخي عشق و به شيريني نفرت
سيگار پشت سيگار
انسانم آرزوست
روياي گمشده
يه ليوان دندون مصنوعي
دفتر من
شعرهاي عاشقانه
آرامش درون
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin